نگاهی بر رابطه ی اختلالات روانی و سرقت

نگاهی بر رابطه ی اختلالات روانی و سرقت

همانطور که می دانید هر جامعه ای برای خود دارای هنجارهایی است که این هنجارها شامل یک تعداد هنجارهای مشترک بین المللی و هنجارهایی مخصوص به جغرافیای خاص آن جامعه است.

انسان که موجودی اجتماعی است در جامعه زندگی می کند و قاعدتا باید با هنجارها و قواعد و قوانین جامعه ی خود رفتار کند. قنون و قانون گذاران حدود رفتاری افراد جامعه را مشخص کرده و آن ها را از نباید ها در اجتماع دور نگه می دارند.

انسان هایی که بر اساس موازین منطقی و قانونی زندگی می کنند را افراد نرمال جامعه می دانند. اما وقتی فردی رفتارهایی هنجار شکنانه و آسیب زا بوجود می آورد از جمله قانون شکنان محسوب می شود.

این قانون شکنی در سطح قانونی و اجتماعی دو حالت دارد. افرادی که دارای اختلالات روانی هستند و آن هایی که به دلایل دیگر دست به جرم و قانون شکنی می زنند. سرقت (دزدی) ازجمله رفتارهایی است که فعل مجرمانه محسوب می شود و اقدام به چنین رفتاری مستوجب کیفر خواهد بود.

اختلالات روانی و سرقت

نگاهی بر رابطه ی اختلالات روانی و سرقت

جرم سرقت از رایج ترین جرایم ارتکابی بوسیله مجرمان است، به طوری که، طبق آمارها موجودی زندانیان کل کشور ۱۸ درصد مجرمان کل کشور به جرم سرقت و ربودن مال غیر زندانی شده اند. بر اساس نتیجه ی پژوهش ها در رابطه با رابطه ی دزدی و اختلالات روانی حقایقی وجود دارد که در اینجا به آن می پردازیم.

یکی از اختلالاتی که در میان سارقین بسیار دیده شده است، اختلال شخصیت ضد اجتماعی و انزوا طلب است. مبتلایان مبتلا به این اختلال روانی دارای شاخصه های رفتاری فریبکاری، تکانشی بودن در رفتار، پرخاشگری، نبود احساس مسئولیت، فقدان احساس گناه و پشیمانی و بی توجهی به ایمنی خود و دیگران هستند.

این اختلال از حدود پانزده سالگی کم کم دیده می شود و در نهایت این افراد به نوعی دچار بی رحمی خالی بودن از احساسات می شوند. یکی از نمودهای رفتاری اختلال ضد اجتماعی، سرقت می باشد.

مبتلایان به اختلال شخصیت ضد اجتماعی، در واقع؛ بیشترین درگیری را با انواع جرایم دارند و در بین زندانیان سابقه دار بیشترین افراد را به خود اختصاص می دهند. همچنین ارتکاب سرقت به عنوان یکی از جرایم رایج در بین این افراد است.

این افراد علاوه بر دزدی و سرقت بیشتر از افراد دیگر جامعه در معرض اعتیاد به مواد مخدر هستند. از این رو است که شاخصه ی اعتیاد در بسیاری از سارقین نیز دیده می شود. جالب است بدانید که بین اعتیاد یا وابستگی به مواد مخدر و جرایم، ارتباط بسیار بالایی وجود دارد.

سرقت نخستین جرم معتادان است

سرقت نخستین جرم معتادان است، به طوری که ۸۱ درصد جرایم معتادان و جرایم مالی است و ۶۰ درصد سارقان معتاد هستند. این رقم نشان دهنده ی ارتباط تنگاتنگی بین اعتیاد، اختلالات روانی و سرقت است. یکی دیگر از اختلالاتی که مستقیما باعث بروز دزدی و سرقت می شود، اختلال جنون دزدی است.

جنون دزدی برای نخستین بار در ایالات متحده به عنوان یک اختلال روانی شناخته شد. افرادی که مبتلا به این اختلال هستند، تمایل عجیبی به دزدین اشیا حتی اشیای کم ارزش هستند. افراد دارای جنون دزیدی اغلب توانایی خرید اشیایی را که می دزدند را دارند اما آن ها بدون برنامه ریزی و یا نقشه کشیدن مرتکب این عمل می شوند و به صورت موقتی احساس رضایت می کنند.

این اختلال از اختلالات نادر محسوب می شود و تقریبا پنج درصد سارقین را این بیماران تشکیل می دهند. حال به نکته ای اشاره می کنیم که آن نکته تحلیل و توضیح حال روحی و روانی سارقین می باشد. افراد مختلف نسبت به تجربه ی احساسی بعد از سرقت حالات متنوعی دارند.

سارقین در خیلی از مواقع بدون برنامه ریزی و بر اساس اتفاق و احتیاج و موقعیت مرتکب دزدی می شوند که در آن ها حالت ترس، اضطراب، تپش قلب، لرزش، گرفتگی عضلات و احساس کم آوردن نفس بسیار اتفاق می افتد. گاهی واکنش آنقدر شدید است که فرد دچار شوک می‌شود.

بعضی وقت ها این حالات روحی ادامه پیدا می کنند و فرد سارق را دچار بحران روحی شدید می کند. نکته ی جال اینجا است که فردی که در معرض آسیب دزدی قرار گرفته نیز می تواند همین بحران روحی و روانی را تجربه کند. گاهی شوک و تکان صحنه ی دزدی بر فرد تاثیری طولانی مدت می گذارد که در این مواقع باید به روانپزشک و متخصص مراجعه کرد و روند درمان را بنا بر دستور پزشک طی کرد.

در برخی کشورها گروه‌ های خودیاری در سطح محلات شهر وجود دارند. این گروه‌ها از افراد حادثه‌دیده تشکیل می‌شوند و در جلساتی که چند‌بار در هفته دارند در مورد حادثه و نحوه کنارآمدن با آن با هم صحبت می‌کنند و با این روش افراد حادثه‌دیده جدید مورد حمایت قرار می ‌گیرند.
در کنارتان هستیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button021-91077088